خیلی وقت بودکه دلم می خواست دوره جامع مدیریت بازاریابی به مدت 200 ساعت را برگزار کنیم . به نحوی که فراگیران مباحث مختلف بازاریابی را با اساتید انتخاب شده طی کنند . خوشبختانه این پیشنهاد مورد موافقت دانشکده مدیریت دانشگاه تهران قرار گرفت . از استقبال جناب آقای دکتر حسنقلی پور معاونت محترم دانشکده و عزیزان همکار ایشان خصوصاً جناب مهندس نصابی صمیمانه تشکر می کنم.این دوره با کیفیت بسیار خوب برگزار خواهد شد و شخصاً مدیریت علمی دوره را به عهده خواهم داشت . برای اولین دوره روز سه شنبه را انتخاب کردیم که وسط هفته باشد تا فراگیران حتماً در تهران باشند . ساعات برگزاری نیز 21-16 می باشد تا به کارتان هم برسید. مدت دوره 40 هفته و هر هفته یک نیم روز است .
من بهترین معلم ها را داشته ام
Comments Off
یکی از کارهای زیبایی که در کتاب بزرگان بازاریابی صورت گرفته است ، این است که از آنها دلایل موفقیت شان سوال شده است ، پاسخ ها متفاوت و جالب است ، به مواردی از آنها اشاره می کنم :
یادداشت شما را در مورد یکی از سمینارهایی که برگزار کرده ام ( مهره مار) را که توسط یکی از دوستان فرهیخته برایم ارسال شده بود خواندم. همانطور که به ایشان هم عرض کردم در بیان شما نشان بسیار بارزی از اعتماد به نفس و احترام به خود دیدم که قدری در وضعیت کنونی ایران بعید و دور از انتظار می رسد. ( متأسفانه)
علاقه مند هستم هنگامی که به ایران برگشتم حتماً شما را ملاقات کنم و مطمئن هستم بسیار نکات تازه و عمیق از این ملاقات خواهم آموخت.
شاد و تندرست باشید.دوستدارتان محمود معظمی .
در ابتدای تمام جزوات اینجانب عبارت زیر آمده است :
:: به نام خداوند عشق و امید
:: به نام خدایی که انسان را آفرید
:: به او عقل داد تا یا بگیرد .
:: و دل داد تا دوست داشته باشد .
:: و بتواند بازاریابی موفق باشد .
البته این فقط برای حرفه بازاریابی نیست چون بنده اعتقاد دارم هیچکس نیســت که زنده باشد و با بازاریابی سر و کار نداشته باشد. همچنان که علاوه بر بازاریابی کالا و خدمات ، بازاریابی سیاسی – شخصی – مکان – ایده – عشق و عاطفه و …. هم داریم . پس تمام انسانها برای اینکه خودشان را در دل طرف مقابل جا کنند ، نیاز به بهره گیری از علم و هنر بازاریابی دارند . ما دائماً در معرض داد و ستد هستیم. کسی که می خواهد رای مردم را به نفع خود جذب کند ، کسی که می خواهد خریدار را متقاعد سازد ، کسی که می خواهد در خواستگاری جواب مثبت بگیرد و …. همه در حقیقت در حال بازاریابی هستند و حرفه بازاریابی دو ابراز اساسی دارد که عقل و دل هستند .
طبق تجربیات سالیان گذشته شرکت های تولید کننده و عرضه کننده شوینده ها در ماههای بهمن و خصوصاً اسفند شاهد رشد بالای فروش بوده اند و دلیل آن هم خانه تکانی ها و آماده شدن برای استقبال از عید نوروز بوده است.
اما در سال 87 در همین ماهها فروش این محصولات ( با بهتر بگویم خرید مغازه ها از شرکت ها ) کم شده بود و علت آن نیز سیر کاهشی قیمت این محصولات بود.
در دوران رکود خرید مغازه دارها کم می شود چون ترجیح می دهند از ذخیره انبار خود استفاده کنند.و چون هر هفته نسبت به هفته قبل قیمت کاهش می یافت ، ایشان دلیلی برای خرید و ذخیره سازی نمی دیدند. به همین جهت فروش در ماههای پایانی سال قبل کاهش یافت اما با اتمام و پاکسازی انبارها بر خلاف تمام سالهای قبلی که در فروردین ماه فروش کم بود، حجم خرید مغازه ها از شرکت های عرضه کننده شوینده ها افزایش یافت و از این بابت شرکت هایی نظیر پاکسان و به پخش خوشحال شدند .
تقریباً اواخر سال گذشته بود که با حضور مجدد جناب آقای مغارهای در سمت مدیریت بازاریابی شرکت پاکسان، از TMBA برای همکاری دعوت به عمل آمد.ایشان سالهای قبل مدیر بازاریابی پاکسان بودند ، پس از چند سال وقفه مجدداَ به سمت قبلی شان بازگشتند. شرکت به پخش نیز از قدیمی ترین و بزرگترین شرکت های پخش ایران می باشد که محصولات پاکسان را توزیع
می کند . در روز پنج شنبه مورخ27/1/88 با حضور مدیران و سرپرستان فروش شرکت به پخش وچندنفر از کارشناسان بازاریابی شرکت پاکسان سمیناری را برگزار کردیم . در این سمینار وظایف ایشان در بخش های مختلف طراحی – مدیریت و ارتقاء فروش ، با بکارگیری نیروهای شایسته مورد بحث و بررسی قرار گرفت و با طرح سوالات ایشان وارد فضای بحث و گفتگو شده و ضمن استفاده از تجربیات یکدیگر با مطالب جدیدی آشنا شدند .
آقای غمگسار مدیرعامل فعال TMBA در استان گیلان برنامه ریزی مأموریت اینجانب در تاریخ 26/1/88 در آن استان را طوری ترتیب داده بود که تا ساعت 13:30 در گردهمایی مدیران صنعت و شرکت
اشیمشی حضور داشته باشم. لذا برگزاری سمینار نیم روزهای را از ساعت 15 الی 19 با عنوان “مدیریت تمایز” پیش بینی کرده بودند.
خوشبختانه حضور کوتاه من در جلسه گردهمایی صبح تاثیر جالبی گذاشته بود و بنا به دستور مدیران ارشد بخش خصوصی ، مدیران میانی آنها بلافاصله برای سمینار بعد از ظهر ثبت نام کرده بودند و بعضی از مدیران ارشد نیز شخصاً حضور یافته بودند.
مدیریت تمایز در دنیای پر سر و صدای رقابت نیز به یکی از اصول مهم بازاریابی تبدیل شده است ، بزرگانی همچون پورتر – ویرزما – تریسی – کاتلر – لویت – رایس درخصوص این مبحث مهم توصیه ها و مدل های ارزشمندی به مدیران بنگاه های اقتصادی ارائه کرده اند.
اما کسی که به نظر اینجانب بیشترین نقش را داشته است جک تراوت می باشد که به پدر تمایز معروف شده است . ایشان تالیفات ارزشمندی دارند که مهم ترین آن یعنی کتاب “تمایز یا نابودی ” به قلم استاد و دوست عزیزم جناب آقای دکتر امیر شاهی ترجمه شده است . توصیه می کنم عزیزان برای آشنایی بیشتر با این موضوع مطالعاتشان را بیشتر کرده و در سمینارهای مربوطه شرکت کنند.
در تاریخ 26/1/87 افتخار پیدا کردم سخنرانی کوتاهی در گردهمایی ماهانه مدیران صنعت و معدن استان گیلان داشته باشم.این گردهمایی به ریاست ، رئیس سازمان صنایع و معادن استان و همت مدیر اجرایی انجمن مدیران صنایع استان و با حضور فعال مدیران بخش دولتی و خصوصی و همچنین نمایندگان گیلان در مجلس شورای اسلامی برگزار می شود . یکی از نکات بسیار جالب این گردهمایی نظم در خور تحسین آن است . به طوری که در چهارشنبه آخر هر ماه و راس ساعت 8:30 صبح شروع شده و راس ســاعت 10 صبح نیز تمام می شود . لــذا سخـــنرانان با برنامه ریزی دقیق و کوتاه سخن گفته و نتایج جلسه مکتوب شده و پیگیری می شود . حضور مدیران بخش خصوصی از شرکت های طراز اول استان نشانه اهمیتی است که آنان برای این گردهمایی قائل هستند .سخنرانی کوتاه اینجانب پیش درآمدی برای سمینار “مدیریت بنگاههای اقتصادی در دوران بحران مالی و اقتصادی جهان” بود که در تاریخ 16/2/88 در استان گیلان برگزار خواهد شد.خوشبختانه صحبت های کوتاه بنده با استقبال بسیار خوب حضار مواجه شد .
سرکار خانم زهره مداح یکی از دانشجویان شیفته و خستگی ناپذیر بازاریابی و فروش است که از هفت سال پیش در سمینارهای بنده شرکت می کنند و بعضی مواقع نیز جهت مشاوره به TMBA می آیند. دیروز (24/1/88) از استاد دیگرشان که در رشد و تعالی او نقش ارزنده ای داشت یعنی استاد محمود معظمی صحبت کرد. قبلاً اسم آقای معظمی و موسسه ایشان با نام” مکتب کمال” را شنیده بودم اما متاسفانه افتخار بهره منـدی از صحبت هایشان برایم فراهم نشده بود ، خانم مداح یکی از مجموعه لوح های فشرده ایشان با نام مهره مار ( چگونه در نگاه اول محبوب واقع شویم) را به من دادند و اصرار داشتند که حتماً آن را ببینم . نتیجه این شد که تا ساعت 1:30 بامداد سه لوح فشرده که کل مجموعه بود را به همراه همسرم نگاه کردیم و فقط از برنامه نود که آقای فردوسی پور برگزار می کنند یک ربع آخر را دیدم . ولی این وقت گذاشتن برای افزایش آگاهی می ارزید .
دیروز (24/1/88) باران خوبی بارید، یاد آن شعری افتادم که در دوران ابتدایی در کتاب درسی مان بود.
باز باران،با ترانه
با گهرهای فراوان،می خورد بر بام خانه
یادم آرد روز شیرین،گردش یک روز دیرین
توی جنگل های گیلان
کودکی ده ساله بودم
نرم و نازک،چست و چابک
همچو آهو می دویدم
نمی دانم چقدر از شعر را درست نوشتم، بقیه اش هم یادم نیست، اگر شما همراه عزیز، این شعر را به صورت کامل داشتید، برایم بفرستید.



آخرین نظرات