حدوداً از دو ماه پیش ثبت نام سومین دوره جامع مدیریت بازاریابی که از سوی هیئت علمی TMBA با همکاری دانشکــده مــدیــریت دانشگـاه تهران بــرگــزار می شود را شروع کــرده بـــودیـــم. تـــا روز
سه شنبه 5/8/88 تعداد ثبت نامی ها 12 نفر بودند و دوستان نگران این بودند که کلاس به حد نصاب نرسد، ولی تصمیم گرفتیم به احترام عزیزان ثبت نام کرده حتماً کلاس را برگزار کنیم.
سرکار خانم مهندس رشیدی از دانشجویان اولین دوره جامع مدیریت بازاریابی که یکی از علاقه- مندترین دانشجویان من است تلاش زیادی کرد تا باب مشاوره با شرکت صنایع پلاستیک خوزستان را که خود مدیر بازاریابی آنجاست فراهم سازد. پس از جلسه ای که با بنیانگذار و مدیرعامل شرکت، جناب آقای مهندس نیری داشتیم در تاریخ چهارشنبه 6/8/88 به اتفاق تیم مدیریت ارشد و جمعی از مدیران میانی به اهواز رفتیم. پس از بازدید از سالنهای تولید و سایر قسمتهای شرکت که همراه با توضیحات بسیار خوب مهندس نیری بود در جلسه مدیران حاضر شدیم. مهندس نیری نیز که یک کارآفرین برجسته سالهای جنگ است توضیح می داد که چگونه در زمان جنگ کارشناسان خارجی را با اتومبیل از تهران به اهواز می آورده است و اولین محل استقرارشان یک کپر بوده است که درست کرده بودند و…. . انسان وقتی پای صحبت بزرگان صنعت می نشیند خیلی درسها را یاد می گیرد.
سال 1363 کــه دانشجوی مقطع کــارشنــاسی بـودم، در درس اقتصــاد استــادمــان
می گفت کشاورزی ایــران برنـــامه ریــزی درستی نــدارد بــرای مثــال یک سال کـــه
سیب زمینی کم است این محصول گران می شود و در سال بعد اکثر کشاورزان به کشت سیب زمینی می پردازند و از فراوانی این محصول قیمت آن در بازار بسیار پایین می آید و اکثراً ضرر می کنند و سال بعد سیب زمینی نمی کارند و محصول مربوطه بعلت کمبود، گران می شود و این چرخه همچنان تکرار می شود.
سال 1380 بود که یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد در سازمان مدیریت صنعتی عنوان پایان نامه خود را بهره گیری از ارگونومی در ورزش انتخاب کرده بود ، جذابیت عنوان سبب شد تا در جلسه دفاع ایشان حضور داشته باشم. آنجا برای اولین بار با این رشته آشا شدم و بعد در مطالعات دیگر فهمیدیم که در مهندسی انسان تاکید می شود . که تمام ما از نظر روانی تحت تاثیر منحنی هایی هستیم که حالات روحی و روانی آن روز ما را مشخص می کند .
روز جمعه مورخ 1/8/88 همراه همسر مهربان و صبورم برای عیادت یکی از بستگان که در بیمارستان ابهر بستری است به آن شهرستان رفته بودیم. ایشان خانمی هستند که یکی از بزرگان فامیل همسرم می باشند من پس از احوالپرسی و آرزوی سلامتی سریع ، برای آنکه آنها راحت باشند اجازه خواستم و به بیرون آمدم . مدتی که در بیرون بیمارستان منتظر بودم تا همسرم برگردند ، مقاله جدیدی در حوزه تحقیقات بازاریابی با بهره گیری از شیوه های فرافکن و توانمندسازی و مقایسه این دو را مطالعه می کردم که صدایی رشته افکار و تمرکزم را پاره کرد.
روز پنج شنبه مورخ 30/7/88 آخرین جلسه از کلاس بازاریابی و فروش تلفنی در شرکت پارس آن لاین را برگزار کردم . محل کلاس سایت شرکت در پردیس بود که قبلا از خوش آب و هوایی آن( نسبت به تهران)گفته بودم .
تیم جوان و علاقه مند اما نیازمند به آموزش های کاربردی و علمی ،میزان علاقه مندی ام را افزایش داد . به آقایان فاتح، مالکین و هیئت مدیره شرکت نیز تبریک می گویم که توانسته اند مدیران
شایسته ای چون مهندس عظیمی و مهندس سجادیان را که با تمام عشق و علاقه فعالیت می کنند را در خانواده کاری شان داشته باشند.
بعد از اتمام کلاس در مسیر برگشت بودم پیام کوتاه (SMS) رسید :
مدتی بود که به شیراز نرفته بودم . روز شنبه مورخ 25/7/88 فرصتی دست داد تا برای فعالیت مشاوره به آن شهر زیبا بروم . متاسفانه فرصت کم بود و امکان گشت و گذار نبود. در فرودگاه یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد سابق خودم را دیدم ، آن زمانی که به عنوان مدرس پروازی به شیراز می رفتم ایــشان از علاقه مندان به مبحث بازاریابی بود. گفتگویی داشتیم و اظهار کرد که چند نفر از فارغ التحصیلان آن دوره در حال حاضر به عنون مدرس دروس مدیریت و بازاریابی در سطح استان فعالیت می کنند. و از تعدد کلاسهای بازاریابی خبر می دادند و از طرفی از نابسامان بودن اوضاع کسب و کار می گفت و اینکه بحران یا (بهتر بگوییم رکود اقتصادی) تاثیرش را بر کسب و کارهای این منطقه نیز گذاشته است .
هرچقدر به سمت جلو می رویم سطح علوم کوچکتر شده و عمق آنها بیشتر می شود .دیگر نمی توان تمام کارها را در درون سازمان انجام داد. بلکه شایسته این است که سازمانها هریک بر حوزه تخصصی خودشان متمرکز شوند و از سازمانهای دیگر جهت انجام سایر امور بهره گیرند. در این صورت چون هریک در حرفه خود متخصص هستند فعالیت ها به صورت دقیق تر صورت می گیرد و هزینه روانی عوامل اصلی نیز کم شده و می توانند انرژی و فکر و ذکرشان را متمرکز برکار مهمتر کنند.
امروزه شرکت های تشریفات، بسیاری از کارها را راحت کرده اند . در تاریخ 29/7/88 دفتر TMBA در استان گیلان سمینار تکنیک های فرصت یابی در بازاریابی و فروش را برگزار کرد . سخنران سمینار نیز خودم بودم . مکان برگزاری مراسم در سالن اجتماعات شرکت گیلار گستر بود. که شرکتی منظم، با ماشین آلات پیشرفته در حوزه چاپ و بسته بندی بود. در پایان برنامه فرصتی دست داد تا شرکت کنندگان از قسمت های مختلف شرکت بازدید داشته باشند.
مطلب زیر را یکی از دانشجویان عزیزم در سازمان مدیریت صنعتی به اینجانب ارائه کردند. ضمن تشکر از ایشان توجه شما را به مطالعه آن جلب می کنم.
پرزنته آخرین تحقیقات شرکت خودرو سازی نیسان ژاپن در زمینه میزان وفاداری مشتریان و ارتباط آن با کیفیت خودرو و کیفیت ارائه خدمات پس از فروش.
در جایی خواندم که آقای بیل گیتس که به روایتی بزرگترین ثروتمند جهان است به همراه همسر خویش بزرگترین مرکز خیریه جهان را هم دارا می باشند.
آنها مسیر را خوب تشخیص داده اند و هرچیز را به جای خود نیکو شمرده اند . در کسب و کار به رقابت جوانمردانه و توفیق در بازار می اندیشند و همواره در مسابقه مشتری نوازی با رقبا شرکت می کنند ، ولی بخشی از ثروت شان را صرف امور خیریه می کنند تا برکات آن موجب رونق کسب و کار شود .
ممکن است با عینک بدبینی به موضوع نگاه کنیم و بگوییم این اقدامات برای فرار از مالیات یا تبلیغ برای مایکروسافت است اما همیشه مثبت اندیشی بهتر بوده است .


آخرین نظرات