روز شنبه مورخ 17/11/88 در فرودگاه هستم . تا به شهر رشت بروم . پرواز تاخیر دارد . در مقصد برف می بارد و آنقدر تاخیر طولانی می شود که بسیاری از مسافران از رفتن پشیمان می شوند.
چون بسیاری از ایشان با پرواز صبح می روند و با پرواز عصر بر می گردند .تازه اگر هم پرواز صورت بگیرد بهره وری امروز در رشت بسیار پایین می آید . پس من هم منصرف می شوم و بر می گردم اما مجله موفقیت شماره 183 که در فرودگاه خریدم را در ساعاتی که منتظرم بودم ورق زدم . یکی از مطالبی که خیلی مورد توجه ام قرار گرفت متنی با عنوان ” یک وداع باشکوه ” بود که خانم مرجان توکلی نوشته است .
و خبر می دهد که گابریل کارسیا مارکز به علت بیماری سرطان خون از حضور در اجتماع کناره گرفته است.
یکی از آرزوهایم کشف راهکار درمان بیمارهای صعب العلاج خصوصاٌ سرطان خون است . وقتی سرطان خون همسر برادرم را در سن 26 سالگی از ما گرفت ، وقتی عارف و شاعر و استاد بزرگ ، مجتبی کاشانی با همین بیماری آسمانی شد و … به قول استادم مهدی سهیلی دل من می شکند.
بیایید با هم متن خانم توکلی و توصیه های ارزشمند گابریل کارسیا مارکز را بخوانیم :
گابریل گارسیا مارکز ، نوسنده سرشناس آمریکای لاتین ، به دلیل ابتلا به بیماری سرطان خون از حضور در عرصه اجتماع کناره گرفته است او نامه ای به تمام دوستانش نوشته و ضمن آن ابراز خوشوقتی کرده است که فناوری نوین روز می تواند پیغام وی را خطاب به آنها به گوش تمام جهانیان برساند.
به شما توصیه می کنم متن زیر را بخوانید ، زیرا نوشته ای است کوتاه و بسیار تاثیر گذار از زبان یکی از برجسته ترین نویسندگان عصر حاضر که چیز دیگری به غروب زندگی اش نمانده :
اگر خداوند فرصت دیگری برای زیستن به من ببخشد ، از آن فرصت به بهترین شکل ممکن سود می جویم .
شاید هرچیزی را به ذهنم بیاید برزبان جاری نمی سازم ، بلکه بی شک درباره هرآنچه که می خواهم بگویم می اندیشم .
برای همه چیز ارزش قائل خواهم شد ، نه به خاطر بهایی که دارند بلکه به خاطر آن چیزهایی که نمادشان هستند.
کمتر می خوابم و بیشتر در بحر خیال فرو خواهم رفت . چه به ازای هریک دقیقه ای که چشمانمان را
می بندیم ، 30 ثانیه نور و روشنایی را از دست می دهیم .
از همان نقطه ای راهم را ادامه خواهم داد که دیگران در آن نقطه از ادامه راه باز مانده اند و زمانی از خواب برخواهم خواست که دیگران را خفته می یابم .
اگر خداوند فرصتی دیگر برای زیستن به من ببخشد ، ساده تر لباس خواهم پوشید ، و نه تنها کالبدم را که روح و روانم را در روشنای آفتاب عالمتاب قرار خواهم داد.
به انسانها ثابت خواهم کرد وقتی فکر می کنند که با قدم گذاشتن به سالمندی دیگر عاشق نمی شوند سخت در اشتباهند ، زیرا در واقع زمانی پا به سالمندی می گذارند که از دست عشق و عاشقی
برمی دارند.
به کودکان دو بال خواهم بخشید ،اما آنها را به حال خویش رها می کنم تا تنها پرواز کردن را بیاموزند.
به سالمندان نشان خواهم داد که مرگ رفته رفته می آید نه آن زمانی که گرد پیری به سر و رویشان
می نشیند ، بلکه آن زمان که رفته رفته به دست فراموشی سپرده می شوند.
آموخته ام که هر کسی می خواهد به اوج برسد و در اوج زندگی کند ، اما مهم اینجاست که خیلی ها راه های رسیدن به اوج را فراموش می کنند.
هنگامی که کودک تازه متولد شده انگشت شصت پدرش را سخت در دست می گیرد ، برای همیشه به او تکیه می کند .
که آدمی حق دارد به طرف مقابلش از بالا نگاه کند ، آن هم تنها زمانی که قصد دارد او را از زمین بلند کند . از شما دوستان خوبم آموخته ام . همیشه از احساسات خود با دیگران سخن بگویید ، و همان کاری را انجام بدهید که به آن می اندیشید.
اگر بدانم امروز آخرین روزی است که شما را خواهم دید ، سخت در آغوشتان می گیرم تا محافظ روح و روانتان گردم .
اگر بدانم این دقایق ، آخرین دقایقی هستند که شما را خواهم دید ، به شما خواهم گفت که جمله دوستت دارم را بارها و بارها به زبان بیاورید و فرض نکنید که طرف مقابل از این مهم آگاه است .
همیشه صبح از راه می رسد تا به ما فرصتی دیگر برای خوب بودن ، خوب شدن و خوب انجام دادن کارها بدهد.
عزیزانتان را همواره گرد خود جمع کنید ، و به آنها بگویید تا به چه پایه نیازمندشان هستید و برایشان ارزش قایلید. همواره از فرصت استفاده کنید تا این جملات را به آنها بگویید : متاسفم ، من را ببخش ، متشکر ، خواهش می کنم ، و تمام کلمات زیبا و دوست داشتنی دیگری که می دانید .
اگر افکارتان را نزد خود نگاه دارید ، هیچ کس شما را به یاد نخواهد آورد . خود را وادارید که به بیان افکار و اندیشه هایتان بپردازید.
به دوستان و عزیزانتان نشان بدهید که تا چه اندازه برایشان ارزش قایل هستید .
این پیغام را برای هرکسی که دوستش دارید بخوانید.
در غیر این صورت ، هیچ اتفاق خاصی برایتان رخ نخواهد داد ، تنها فردایتان مثل دیروز خواهد گشت .
تقدیم به همه با عشق و امید به آینده بسیار درخشان و سرشار از موفقیت .
سبز باشید

21st February, 2010 at 12:21 pm
استاد گرانقدر
با تشکر از متن زیباو آموزنده ای که گذاشته بودین.امیدوارم همه مون بتونیم قدر لحظه لحظه های زندگیمون رو بدونیم.
با سلام
با تشکر از شما.
سبز باشید