برای راه اندازی یکی از شعبه های مجتمع فراورده های لبنی میهن در یکی از استانها بودیم.
در محلی که مشغول سازماندهی سیستم بودیم فردی موقر و متین مراجعه کرد و خودش را کارمند اداره پست استان معرفی کرد.
ایشان ضمن ابراز خوشحالی از راه اندازی شعبه میهن در آن منطقه که سبب اشتــغــال زایــی مـــی شــود فرمــودند مــا در اداره پست بانک اطـــلاعــاتــی سـوپر مارکت های استان را داریم و اگر تمایل داشته باشید می توانیم آن اطلاعات را در قبال دریافت وجه مربوطه به شما ارائه کنیم.
تشکر کردیم و قرار گذاشتیم که در اداره پست مذاکره نهایی را انجام دهیم . در آنجا فرد دیگری که گویا مقام مافوق آن کارمند بود روبرویمان نشست و گفت فروش اطلاعات سوپرمارکت ها به دلایل امنیتی غیر قانونی است ، اما اگر شما بخواهید تبلیغات داشته باشید ما می توانیم آنها را برای شما بفرستیم .
به ایشان عرض کردم برادرم یک کلام بگو که نمی خواهی کار انجام دهی و گرنه اسم و آدرس و تلفن سوپرمارکت چه جنبه محرمانه بودن و امنیتی دارد.
ما خودمان با نیروهایمان در ده روز تمام این اطلاعات را جمع آوری می کنم .
در جایی خواندم کسانی که نمی خواهند کاری انجام شود فقط نه گفتن را قاطعانه به زبان می آورند.
بهتر است تسهیل کننده و درآمدزا برای سازمان هایمان با (رعایت قوانین) باشیم، نه فقط مانع تراشی کنیم.
یاد مجتبی کاشانی افتادم که می گفت :
پل باش نه دیوار
سبز باشید

6th March, 2010 at 10:12 am
درود بر شما استاد
اين مورد را در رابطه براي همكاري با ارگان هاي دولتي زياد بهش برخوردم.
ولي اين لطف مسئولين باعث شده خودم به جمع آوري اطلاعات بپردازم كه براي آموزنده و ارزشمند واقع شده.
سبز باشيد