اگر در قرارها و مذاكرات خود برای فروش، تمام مدت را به سخنرانی و تعريف وتمجيد در مورد محصول خود و اینکه چقدر خوب است، می‌گذرانیم، زمان را اتلاف خواهيم كرد. یک روش بسیار موثرتر این است که از مشتری خود سوالاتی بپرسیم و از اين رهگذر توجه او را به خود جلب كنيم و به فروش موثر دست يابيم.

گفته می‌شود که بيشتر اهالی نسل هزاره یا همان نسل Y ، که هم‌اینک از مراکز آموزشی دانش‌آموخته می‌شوند، از کمترین قابلیت کارآفرینی به نسبت دیگر نسل‌ها برخوردارند. چرا  که تا حدودی نازپرورده بوده و مشکلات جدی را تجربه نکرده‌اند. حال آنکه والدین آنها خودجوش و خود انگیزش‌گر بوده و متکی بر نفس هستند. نسل z یا نسل c (نسل ارتباطات)، نیز  بسیار جوان هستند و به بلوغ فکری لازم نرسیده‌اند. هرچند که باید مهارتهای کارآفرینی را از همین حالا به آنها آموزش داد، چرا که بقای آینده‌ی کسب وکارها در گرو  کارآفرینی خواهد بود. درست است که کار کردن با نسلهاي امروزي و جوانانی که درحال وارد شدن به بازار کار هستند و یا به تازگی وارد آن شده‌اند بسیار خوب است اما مدیریت کردن آنها همیشه آسان نیست، در اینجا 5 درسی را که مدیران می‌توانند برای مدیریت کردن کارکنان نسل جوان خود، بکار ببرند باهم مرور می‌کنیم:

حتی اگر اهل فیلم دیدن نباشید، حتی اگر آخرین باری را که برای تماشای فیلم به سینما رفته باشید، به خاطر نداشته باشید و حتی اگر نتوانید به اندازه‌ی تعداد انگشتان یک دست، بازیگران سرشناس سینما را نام ببرید، باز هم نام آل پاچینو برای‌تان نام آشنایی است زیرا کمتر کسی است که حداقل یکی از شاهکارهای این نابغه‌ی بازیگری را ندیده باشد. عشق او به بازیگری در تمام نقش‌هایی که بازی می‌کند به خوبی دیده می‌شود. آل پاچینو در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی گاردین (3 ژوئن 2013) گفت: «اگر می‌دانستم چه کسی هستم، بازیگر نمی‌شدم.» بازیگری برای این اسطوره‌ی بازیگری، تنها آمدن جلوی دوربین و گفتن تعدادی جمله نیست، بلکه فرصتی برای شناختن خودش است و شاید همین جست‌وجوی درونی است که نقش‌های او را باورپذیر و به‌یادماندنی می‌کند.

3- کهکشان خود را ستاره باران کنید
تارانتینو هرچند خود به تنهايي تك‌ستاره‌ای درخشان در کهکشان سینما است، اما ترجیح میدهد دور و بر خود را با ديگر ستاره‌ها درخشان‌تر کند. در واقع، علم مدیریت و رهبری نيز به ما می آموزد که مدیران توانمند، افراد باهوش‌تر از خود را به کار میگیرند. لذا، دلیل محبوب و مقبول بودن یک مدیر را باید در کار زیردستان او جستجو کرد. مدیران موفق و موثر از هوشمندی و ارتقاء کارکنان خود نمی هراسند و برعکس، فرصت رشد را در اختیار آنان قرار میدهند. به قول بیل گیتس، مدیر موفق کسی است که افراد باهوش‌تر از خود را به کار گیرد.

تارانتینو و روایت او از سینما را دوست دارم، با آن چهره عبوس و جدی. مردی که نشان داد هیچ نسخه مشابهي از او نمیتوان در هیچ کجا یافت. مدتی پیش فرصتی شد تا آخرین فیلم او، یعنی جانگو رها شده، را با دوبله زیبا و دلنشین به زبان فارسی تماشا کنم. فیلمی که مرا به دنیای آشنا و خاطره انگیز وسترن برد و البته تلاش دو شخصیت اصلی فیلم یعنی برده ای به نام جانگو و دکتر شولتز در رونق کسب و کار خود، بر جذابیت این فیلم برای من افزود. تارانتینو در سینما، حکم سرجیو زیمن در دنیای تجارت را دارد. دانایی دانشگاه نرفته که در جوانی ترک تحصیل کرد و در یک مغازه اجاره فیلم مشغول به کار شد. او انسانی فرصت یاب بود و همین فرصت كار در مغازه فيلم‌فروشي کافی بود تا سینمای جهان  و آثار فاخر آن را در همان مغازه کوچک مرور کند.

برای ساختن یک فرهنگ قوی در سازمان خود، باید از برند شروع کنید. این امر به ویژه برای شرکتهایی که در بازار صنعتي (B2B) فعالیت می‌کنند، صادق است.
در حالی که محصولات مصرفی می‌تواند برای تحریک خرید مشتریان بر روی تبلیغات، توسعه و روابط عمومی تکیه کند، خرید و فروشهای B2B همیشه شامل افرادی در هر دو طرف معامله می‌شود. به این ترتیب، رفتارهای جمعی کارکنان (فرهنگ) به چگونگی تجربه مشتریان از برند شکل می‌دهد.
از آنجایی که برندهای موفق در بازار، توسط کارمندان خود زنده هستند، در اینجا پنج مبنای اصلی که برندهای قوی را از رقبای کمتر موفق آنها متمایز می‌سازند، معرفی می‌کنیم.

بازی تاج و تخت (Game of thrones)، نام یک مجموعه تلویزیونی در ژانر حماسی-تاریخی است که در ایران نیز طرفداران بسیاری دارد. جالب آنکه موسیقی فاخر این فیلم اثر یکی از هنرمندان کشور ما است. این فیلم برگرفته از یکی از پرفروشترین رمانهای خیال انگیز جرج مارتین، یعنی نغمه آتش و یخ است. داستان این فیلم در دو قاره خیالی یعنی وستروس و اسیوس روایت میشود. این فیلم بر محوریت سه داستان اصلی است. اولین داستان روایت جنگ قدرت میان اشراف زادگان هفت اقلیم و تلاش آنها برای تصاحب تخت آهنین پادشاهی است. اما خط دوم داستان پایان تابستان 10 ساله در سرزمینهای وستروس و اسیوس و نزدیک بودن زمستانی طولانی و یورش موجودات افسانه ای از شمالگان را نقل میکند. اما در داستان سوم، شرح تلاش فرزند پادشاه مخلوع برای بازپس گیری تاج و تخت را میبینیم.

سومین شماره‌ی ماهنامه‌ی بازاریاب بازارساز منتشر شد و از چاپخانه به دستمان رسید. در ادامه یادداشتی را که برای این شماره نوشته‌ام، می‌خوانیم.


یادداشت مدیرمسئول:
به یاری حق بازاریاب بازارساز به ایستگاه سوم رسید. این نشریه سعی دارد تا با زبانی ساده، نکات علمی و کاربردی برای توفیق در بازار را آموزش دهد. در کنار مطالب کاربردی، این ماهنامه دربردارنده‌ی تجربیات بزرگان و خاطرات و موفقیت‌های آنان است که در اختیار مخاطبان آن که ویزیتورها، موزعان، انیماتورها و کارشناسان و سرپرستان بازاریابی و فروش هستند، قرار می‌گیرد. مدیران محترم کسب‌وکارها می‌توانند این نشریه را به عنوان یک سرمایه‌گذاری آموزشی و کاربردی برای کارکنان عزیز در سمت‌هایی که ذکر شد، تهیه کنند.

" مادامی که مردم به ما ایمان نیاورند، حرفمان باد هواست. اگر آنها آنچه از ما می‌شنوند را نفهمند، به ما ایمان نخواهند آورد و به حرفمان نیز گوش نمی‌دهند. پس اگر نتوانیم جلب توجه کنیم، حرفمان خریدار نخواهد داشت. توجه مردم نیز جلب نمی‌شود، جز با نوآفرینی." ویلیام برنباخ – اسطوره تبليغات
تبلیغات، دیرینه‌ای کهن در تعاملات انسانی دارد، چرا‌که انسانها در طول تاریخ کوشیده‌اند تا به کمک ابزارهای تبلیغاتی و در بازار پرهیاهوی زندگی، افکار و آرمان‌هایشان را به فروش رسانند و یا فرآورده‌هایشان را به شیوه‌ای سودآور و اثربخش عرضه کنند.

فیزیک و بازاریابی چه ارتباطی با همدیگر دارند؟ پاسخ این پرسش را باید در مطالعات بین رشته ای جستجو کرد که در این باره از سالها پیش آغاز شده و تداوم دارد. فکر میکنید قانون جاذبه‌ی نیوتن، قانون دوم نیوتن، اصل عدم پایداری هایزنبرگ، قانون آنتروپی، اصل هویگنس، و نظریه‌ی آشوب و اثر پروانه ای چه سودی برای بازاریابان دارد؟ بهتر است با مطالعه‌ی سلسله مقالات مجله توسعه مهندسي بازار، پاسخ خود را دریابید.  پیشنهاد میشود به شماره های پیشین توسعه مهندسی بازار مراجعه کنید؛ شماره‌ی 15 تا 17، سال 1389  یا به گفتگوی پیتر فیسک، فیزیکدان اتمی و نویسنده‌ی کتاب ""پرورش نبوغ بازاریابی"" مراجعه کنید که در شماره‌ی 20، سال 1390 در ""توسعه مهندسی بازار"" درج شد. همچنین مطالعه‌ی کتاب ""پرورش نبوغ بازاریابی""، اثر پیتر فیسک، ترجمه‌ی سینا قربانلو، انتشارات بازاریابی توصیه میشود.

مطالب بعدی مطالب قبلی