وبسایت شخصی پرویز درگی معلم بازاریابی

چرا هنر گفت و شنود را از یاد برده ایم؟ 27 تیر
admin لایک 0 دیدگاه

چرا هنر گفت و شنود را از یاد برده ایم؟

در جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم؛ هرگفت و شنودی توانایی بالقوه آن را دارد که محور بحث و جدل شود. مرکز تحقیقات پیو مطالعه‌ای روی ۱۰٫۰۰۰ فرد بزرگسال آمریکایی انجام داده است و دریافته که در این لحظه، ما  نسبت به کل تاریخ بشر بیشتر قطبی و از یکدیگر فاصله گرفته ایم. انسان امروز کمتر اهل مصالحه و سازش است، که بدین معناست که ما به هم گوش نمی‌دهیم.  گفت و شُنود واقعی حاصل تعادل میان گفتن و شنیدن است.  بزرگی میگوید «ما همه گفت و گوییم » در اصل مردم همیشه دسته جمعی کار و رفتار کرده اند، برآمد یا واکنش به آن در فرهنگ نوشتاری به صورت گفتار بازتاب یافته است. گفت و شنود عنصر وجودی ارتباطات اجتماعی انسان را تشکیل می داده و این عامل در جوامع مجازی رفته رفته رنگ باخته است. شاید حتی بتوان گفت که انسان بودن ما در ارتباطات مبتنی بر گفت و گو نمایان می شود.

البته بخشی از این اتفاق به اقتضای فناوری است. امروزه تلفنهای هوشمند در دستان به هر خانه و کاشانه ای راه یافته اند. طبق مرکز تحقیقات پیو، حدود یک سوم از نوجوانان آمریکایی بیش از ۱۰۰ پیام در روز برای دوستان می‌فرستند و بدیهی است که این آمار کم و بیش در کشور خودمان نیز صادق است. ارتباطات سنتی و رو در رو تا حدودی جای خود را به ارتباطات نامرئی داده اند.  پُل بارنول مولف کتاب آتلانتیک درخصوص پروژه ای صحبت میکند که او از دانش آموزان خود درخواست کرده تا به انجام رسانند. پروژه ای موسوم به گفت و شنود. هدف از این پروژه یاد دادن این موضوع است که چگونه درباره موضوع معینی بدون پیغام و پسغامهای مجازی صحبت کنند:

{ متوجه شدم که قابلیت کلامی شاید تنها مهارت مهمی باشد که ما در آموزش آن شکست خورده‌ایم. نوجوانان هر روز ساعت‌ها وقت‌شان را صرف مرور دیدگاه ها و ایده های یکدیگر از طریق صفحه های نمایش می کنند، اما به ندرت فرصتی برای بکار گیری مهارت‌هایشان میابند. به نظر پرسش مضحکی می‌‌آید، اما باید از خودمان بپرسیم: آیا هیچ مهارتی در قرن بیست و یکم مهم‌تر از گفت و گوی با اعتماد به نفس وجود دارد؟}

 

چگونه صحبت کردن و چگونه گوش دادن نیاز آموزشی امروز بشر است. در این مورد توصیه های بسیاری شنیده ایم مثل اینکه برای نشان دادن توجه خود با او تماس چشمی برقرار کنیم؛ و با نگاه و حرکات سر خود او را تایدد کنیم و در نهایت آنچه شنیده ایم جمع بندی و تکرار کنیم. اما باید بگوییم اینها در عمل کمترین فایده را دارند؛ اساسا  زمانی که واقعا به طرف مقابلمان توجه میکنیم چه دلیلی دارد که توجه خود را ابراز کنیم.

 

 ۱۰ فرمان گفت و گو

در این بخش یاد میگیریم که چگونه گفتگوی بهتری داشته باشیم. گفت و شنودی با احساس خوشایند بدون هدر رفتن وقتمان، بدون اینکه کسل شویم، و بدون اینکه به کسی اهانت کنیم:

1. چند کار را با هم انجام ندهیم

فلسفه حضور واقعی و بدون آلایش را جدی بگیریم. در همان لحظه و همانجا باشیم. درمورد بحثی که با رئیس تان داشتید فکر نکنیم. درمورد شامی که قرار است بخوریم فکر نکنیم. اگر می‌خواهیم گفتگو را خاتمه دهیم، بدون تعارف آن را تمام کنیم، اما نصفه ونیمه در گفت و شنودها حضور نیابیم.

۲. به قصد یادگیری وارد مکالمه شویم نه فضل فروشی

روانشناس مشهور اسکات پک گفت که درست گوش دادن نیاز به این دارد که خودتان را کنار بگذارید. و گاهی این بدان معناست که نظرشخصی خود را کنار بگذاریم. این روانشناس می افزاید که درک و پذیرش این موضوع موجب میشود که، مقاومت گوینده کاهش یابد و زوایای درونی ذهنش در مقابل شنونده آشکارتر شود.  کافی است نگاهمان به گفت و شنودهاْ نگاهی یادگیرنده باشد.

۳. از پرسش‌هایی که  صرفا پاسخ «آری- نه » دارند اجتناب کنیم

پرسش‌تان را با چه کسی، چه چیزی، چه وقتی، کجا و چرا و چگونه آغاز کنید. اگر از شما بطور مثال بپرسم،   «آیا عصبانی بودی؟» شما به سرعت از واژه عصبانی استفاده و به ساده ترین شکل ممکن خواهید گفت «بله،من خیلی عصبانی بودم.» و یا خیر عصبانی نبودم. در عوض سوالاتی مطرح کنیم که طرف مقابل بتواند با آزادی بیشتری پاسخ دهد. چیزی مثل این را بپرسید، « چطوری بود؟» « چه احساسی داشتی؟» اینگونه شاید آنها برای لحظه‌ای مکث کنند و درباره سوالتان فکر کنند، و شما پاسخ بسیار جالب‌تری بگیرید.

۴. با جریان حرکت کنیم

اگر ناگهان در حین یک گفت و شنود فکری به ذهنتان خطور کرد؛ اجازه دهید از آن گوشتان بیرون برود. من پرویز درگی در مصاحبه های تلویزیونی و رادیویی زیادی بعنوان کارشناس حضور داشته ام. در برخی موارد هم من و هم شما شاهد بوده اید که گاهی در حین مصاحبه ای که مهمان آن چند دقیقه‌ای در حال صحبت بوده و سپس مجری برمی گردد و یک سوال بی ربطی می‌پرسد که قبلا پاسخ آن داده شده است. این یعنی اینکه مجری محترم با خطور این سوال به ذهنش ادامه مصاحبه را نشنیده است و تمام فکر و ذکر او با این سوال پر شده است. این اتفاق منحصر به مجریان نیست و در مکالمات روزمره ما نیز رخ میدهد و افکار و ایده های زیادی در حین صحبت در ذهن نقش میبندد که باید اجازه دهیم بیایند و بروند. 

۵. ندانستن عیب نیست

 اگر چیزی را نمی‌دانید، راحت به آن اعتراف کنید. در مورد دانسته ها و مهارتهای خود جانب احتیاط را در نظر بگیرید. صحبت نباید بی ارزش و آلوده به مغالطه باشد.

۶. گفتگو‌ها فرصت‌های تبلیغاتی نیستند

هرگز تجارب خود را با دیگران برابر ندانیم. بطور مثال اگر آنها درباره از دست دادن فردی از اعضای خانواده صحبت می‌کنند، درباره زمانی که یکی از اعضای خانوده‌تان را از دست داده بودید صحبت نکنید. اگر درباره مشکلی که در محل کارشان دارند صحبت می کنند، درخصوص تنفرتان از شغل فعلیتان صحبت نکنید. اینها مثل هم نیستند، هرگز هم نخواهند بود. همه تجربیات منحصر بفرد هستند. و از همه مهمتر، صحبت فرد مقابل در مورد شما نیست. پس نیازی نیست برای اثبات خود و دستاوردها و یا رنجهایتان از گفت و گوها برداشت تبلیغاتی کنید.

۷. روی نظرمان اصرار بیش از حد نداشته باشیم

انسان تمایل دارد با تکرار نظرات خود بر آنها تاکید بورزد . این مورد بوژه در گفت و گو با کودکان و یا گپ و گفتهای کاری رخ میدهد که البته نتیجه آن مطلوب نخواهد بود.

۸. به اصل مطلب بپردازیم

مردم به سال‌، نام ، تاریخ و دیگر جزییات بی فایده اهمیتی نمی‌دهند.  آنها به  شما و آنچه که شما دوست دارید اهمیت می‌دهند، آنچه که با هم مشترک دارید. پس جزئیات را فراموش کنید و لب مطلب را بگویید.

۹. واقعا گوش بدهیم

گوش دادن مهمترین مهارتی است که باید در خود ایجاد کنیم. چه بسیار انسانهای موفقی که همواره بر اهمیت گوش دادن تاکید داشته اند؛ بودا میگوید، « اگر دهانتان باز باشد، چیزی یاد نمی گیرید.» 

 

اما چرا با اینکه اهمیت گوش دادن را میدانیم باز به همدیگر گوش نمی‌دهیم؟ دلایل زیادی میتوان گفت اما ما ترجیح می‌دهیم حرف بزنیم چرا که در اینصورت نه تنها در مرکز توجه قرار میگیریم بلکه شاید کنترل امور نیز در دستانمان باشد. وانگهی اینگونه مجبور نیستیم چیزی را بشنویم که به آن علاقه‌ای نداریم. 

یک فرد معمولی حدود ۲۲۵ واژه در دقیقه صحبت میکند، اما ذهن میتواند در این مدت تا ۵۰۰ واژه بشنود. گوش دادن و توجه به دیگر افراد فرآیندی انرژی بر و نیازمند تلاش است ، اگر در این زمینه تلاشی نکنیم گفت و گوی شکل نخواهد گرفت.

ما باید به همدیگر گوش دهیم. استفان کاوی حرف زیبایی زده است. او گفته،« بیشتر ما با این هدف که درک کنیم گوش نمی‌دهیم. ما با هدف اینکه پاسخ دهیم گوش می دهیم.»

۱۰. قانون آخر: مختصر و مفید بگوییم

انسان امروز حوصله گفت و گوهای طولانی ندارد پس جانب کم گویی و گزیده گویی را داشته باشید.

به دیگران علاقمند باشیم. با مردم صحبت کنیم، و به آنها گوش دهیم، و از همه مهمتر، آماده برای شگفت زده شدن شویم.

  منبع:

http://www.ted.com/talks/celeste_headlee_10_ways_to_have_a_better_conversation

 

 

سبز باشید

 

درباره وبلاگ
من نوشتن را دوست دارم هر روز می نویسم .با بنیان گذاری TMBA و زیر مجموعه های آن شامل : آموزشگاه بازارسازان،شرکت نوربیز، کانون تبلیغاتی ضمیر بازار، مجله بازار یاب بازارساز، مجله توسعه مهندسی بازار، انتشارت بازاریابی، فروشگاه کتاب، دپارتمان مشاوره، دپارتمان تحقیقات بازاریابی و... سعی کرده ام با همراهی همکارن صمیمی در نهایت توان در خدمتگزاری به جامعه کار و کسب ایران بکوشم.