همه ما چه در لباس كارمندي باشيم و يا در كسوت كاسب بازار، هر صبح که از خانه بیرون می‌زنيم کاری جز فروش انجام نمی دهیم. پس كسي در زندگي موفق‌تر است كه فروشنده بهتري باشد.
اما فروش در معناي رايج خود، عبارت است از فرایند کمک کردن به مشتري برای تصمیم گرفتن این که آیا کالا یا خدمات ما ارزش بیشتری برای او نسبت به مبلغی که از او درخواست می کنیم ایجاد می کند يا خير. فروش نوعي خدمت دوست داشتني و حرفه‌اي شايسته است. و موفقیت و پیشرفت در آن، هرچند پاداش مادی به همراه دارد ولی مهمتر از آن ، احساسی است که در نتیجه این موفقیت به فروشنده دست میدهد. فهرست بلند بالایي از اینکه چرا ما عاشق فروختن هستيم وجود دارد ولی در اینجا به ذکر پنج مورد اکتفا میکنم.

بی‌شک تحمل کردن، ویژگی تحسین‌شده‌ای است و باعث می‌شود که ما به تفاوت‌های یکدیگر احترام بگذاریم و از آنها در جهت تقویت زندگی و سازمان‌مان استفاده کنید. با این‌حال، برای فردی که می‌خواهد رهبری موفق در سازمان خودش باشد، تحمل یک‌سری چیزها نه تنها پسندیده نیست بلکه در نهایت به ضرر او و مجموعه‌ی تحت رهبری‌اش منجر خواهد شد.

برخلاف تمامی آموزشهایی که در دوره‌های آموزش فروش داده می‌شود، تجربه نشان داده است که نباید به‌خاطر فروش بفروشید. استراتژی سری فروش، مهربانی است. اگر خودتان باشید و از طریق کانالهای مختلف به مشتری صحبت کنید، نه تنها بر رقبای درونی و بیرونی خود فائق می‌آیید بلکه، فرایند فروش برای شما لذت‌بخش خواهد شد.

شکست ناپذیر می‌تواند یکی از اثرگذارترین کتابها و فیلمهای امسال باشد. فیلم بر اساس شخصیت لوئیس زمپرينيی ساخته شده است. قهرمان دومیدانی آمریکایی که در رقابتهای المپیک 1936 برلین شرکت کرده و به ستاره دوی ماراتون تبدیل شد. اما پس از آغاز جنگ جهانی دوم وارد ارتش شد و این بار در میدان جنگ تن به آزمونی دشوار داد. زمپريني در دوران جنگ از سقوط هواپیما جان سالم به در برد و به همراه تنی چند از همرزمانش بر پهنه‌ی بی‌کران اقیانوس آرام روی قایقي کوچک به مدت 47 روز شناور بود تا آنکه توسط قوای ژاپن  اسیر و نزدیک به دو و نیم سال را در کمپ زندانیان جنگ سپری کرد. اما فیلمی در خصوص یک ستاره المپیک و قهرمان جنگ، چه ارتباطی با کارآفرینی دارد؟ زمپريني نماد انساني پردل و جرأت است که در مواجهه با شرایط بغرنج و فضاي غيرمنتظره، عملکردي سربلندانه از خود به نمایش گذاشت. عصاره شخصیت کارآفرینی نیز کم و بیش مبتنی بر ویژگی‌های افرادی نظیر زمپريني است.

بازاریابی علمی است که برای موفقیت در آن باید صاحب ایده بود؛ ایده‌های جدید که بتوانند ما را یک قدم از رقبا جلوتر ببرند و به انتخاب اول مشتری تبدیل کنند. همان‌قدر که ایده‌پردازی در به موفقیت رساندن فعالیت‌های بازاریابی مهم و تأثیرگذار است، استفاده از ایده‌های افراد موفق در این رشته نیز حائز اهمیت است. در اینجا 5 ایده‌ی بازاریابی از افراد برجسته‌ی این حوزه را می‌خوانیم.

«هیچ چیز متفکرین آلمان را به اندازه عدم شباهتی که میان شوپنهاور و آنان بود رنج نداد.» - سخنی از نیچه درخصوص آرتور شوپنهاور

آرتور شوپنهاور از پرنفوذترین و بزرگ‌ترین فلاسفه تاریخ غرب در حوزه علوم مختلف و روانشناسی نوین است. او از پدری هلندی و مادری آلمانی زاده شد. پدرش تاجری متمول بود. از این رو قرار بود شوپنهاور به‌ خواست‌ خانواده‌ بازرگان‌ شود و در تجارت‌ بین‌المللی‌ فعال‌ شود، اما او به‌ سراغ‌ درس‌ و دانشگاه‌ و علم‌ و تحقیق‌ رفت.

تحقيقات روان‌شناسان حاكي از آن است كه، بسیاری از مردم زماني كه از ايشان خواسته مي‌شود تا به اولويت‌بندي ترسهاي خود بپردازند؛ ترس از " صحبت کردن  در جمع " را بالاتر از " ترس از مرگ " قرار می دهند. در واقع دادن ارائه‌ای به یاد ماندنی و قانع‌کننده فراتر از یک هنر به حساب آمده و علمی ذهنی و مغزی محسوب می‌شود.

مراسم اسکار نه رویدادی صرفاً سينمايي، بلکه محفلی برای پیوند تجارت و سینما است. جوایز اسکار از هشتاد و پنج سال پیش تاکنون همواره در سر خط اخبار روز جای داشته‌اند. چند روز پیش نیز طی مراسمی، نامزدهای نهایی هشتاد و هفتمین دوره جوایز اسکار معرفي شدند. در این دوره دو فیلم "مرد پرنده" و "هتل بزرگ بوداپست" با نامزدی در 9 بخش از جشنواره، پیشتاز این جوایز سینمایی شناخته شدند. فهرست نامزدهای جهاني اسکار 2015 در نشستی خبری با حضور بالغ بر 400 خبرنگار و حضور اصحاب رسانه اعلام شد. در ادامه به بررسی سه مورد از نامزدان جوایز اسکار 2015 و نکات آن برای رهبران و مدیران کسب‌وکار می‌پردازیم.

فیلم سینمایی خروس جنگی (1386) یک فیلم شاد و مفرح به کارگردانی و تهیه‌کنندگی سید مسعود اطیابی است. این فیلم داستان زن و شوهری به نام محمود دلربا (با بازی رضا عطاران) و مریم شایان (با بازی مریلا زارعی) را به تصویر می‌کشد که برای اینکه به هم ثابت کنند، کار سخت‌تری نسبت به طرف مقابل دارند، تصمیم می‌گیرند جای خود را با یکدیگر عوض کنند؛ بدین ترتیب که محمود در خانه بماند به کارهای خانه و بچه‌ها برسد و مریم به تالار عروسی برود و مدیریت آن را به عهده بگیرد. این تغییر، اتفاقاتی را به وجود می‌آورد که فیلم به زبان طنز به بیان آنها می‌پردازد.

اولین آگهی که در امریکا در روزنامه چاپ شد، به سال 1704 برمی‌گردد؛ این آگهی برای فروش یک خانه در لانگ‌آیلند بود.  از آن زمان به بعد، صنعت تبلیغات دستخوش تحولات بزرگی قرار گرفت.در طول زمان، آگهی‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی بسیاری را دیده‌ایم که نه تنها ما را متقاعد به خرید یک محصول یا خدمت کرده‌اند،  بلکه در شیوه‌ی برقراری ارتباطات و تعاملات ما با یکدیگر نیز تاثیر گذاشته‌اند، از لذت نوشیدن قهوه گرفته تا نوع لباسی که در محل کار می‌پوشیم، یا فیلم‌هایی که در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاریم.

مطالب بعدی مطالب قبلی